محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
115
مجربات اكبرى ( فارسى )
مداومت كنند نفع كلى دهد . فصل در پيچش و اسهال و ايتسار و سنگرهنى : فرق در هر دو آنست كه در ايتسار براز « 1 » رقيق منهضم آيد و در سنگرهنى حبوبات و طعام غير منهضم برآيد . ادويه كه پيچش دور كند : مغز بيل « 2 » ، يك توله ، پوست كرا يعنى ؛ پوست اندرجو دو توله ، سونف « 3 » يك توله ، هليله زنگى يك توله ، مصرى سه توله ، هليله را در روغن بريان كنند و سواى اسپغول همه را بكوبند و جمله را بهم آميزند خوراك هفت ماشه ، تا يك توله ، و بعضى اسپغول را نيز مىگويند . ديگر ؛ پكهان بيد « 4 » ، مغز بيل ممور پهلى گل سپارى « 5 » رال خسته انبه شكر ترى هر يك ، يك دام ، همه را چهار حصه كند ، يكى از آن به كسى دهند فى سبيل الله و باقى را به حسب حال در سه روز يا كم و بيش بخورند . ديگر كه اسهال مفرط باز دارد ، كرناز و كه مائين گويند كوفته ، بيخته ، موازنه سه ماشه ، با آب بخورند . ديگر ؛ تج كه به عربى قرفه گويند موازنه چهار و نيم دام ، بستانند و كوفته ، بيخته ، يك دام ، شكر سرخ كهنه در وى آميزند و نه حصه كنند و هر
--> ( 1 ) - براز : مدفوع . ( 2 ) - بيل : بيل گرى . بيل پهل . ( 3 ) - سونف : و سونپ به هندى است رازيانج است . ( فرهنگ مير ) ( 4 ) - پكهان بيد : كوشلو . گوشاه ( ف ) . شجره الحيه . دواء الحيه . جنطيانا . جنطيانا : به يونانى اسم بيخيست دراز و غليظ و مايل به تيرگى و تلخ و رومى آن را ساق به قدر انگشتى و در طول قريب به دو زرع و برگش شبيه به برگ گردكان و سرخ ، و ريزه و با تشريفات و گلش سرخ ، مايل به كبودى و ثمر و غلاف او شبيه به كنجد و غير رومى را جرمقانى نامند برگش شبيه به حمّاض و او غير مستعمل است . ( تحفه و لغات فيروزى ) . ( 5 ) - گل سپارى : موچرس . صمغ سينبهل .